ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )
164
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )
او ، كه پسر يكى از صحابه نخستين و از شهداى اسلام بود ، ترجيح داده بود . محمد بن ابى بكر به دلايلى ناشناخته ، در نفرت خواهر خود از عثمان شريك بود ، « 1 » امّا بر خلاف او ، از على عليه السّلام متنفر نبود . او در خانهء على عليه السّلام پرورش يافته بود ، چرا كه مادرش اسماء بنت عميس پس از درگذشت ابو بكر به ازدواج على عليه السّلام درآمده بود . « 2 » عبد اللّه بن سعد از اين دو به عثمان شكايت برده بود ، اما خليفه به او نوشت كه نبايد به آنها آزارى برساند ، زيرا محمّد بن ابى بكر برادر عايشه و محمد بن ابى حذيفه خويشاوند و پسرخواندهء خود او و « جوجه ( فرخ ) قريش » است . « 3 » عثمان كوشيد با فرستادن سى هزار درهم و جامهاى گرانبها او را آرام كند . امّا ابن ابى حذيفه اين هدايا را در مسجد فسطاط به نمايش گذاشت و از مردم دعوت كرد كه بيايند و به چشم خود ببينند عثمان چگونه سعى كرده او را تطميع كند و به خيانت به دين خود وادارد . در اين هنگام ، عثمان عمار ياسر را فرا خواند و از آنچه در گذشته بر او رفته بود عذرخواهى كرد و او را به مصر فرستاد تا دربارهء فعاليتهاى ابن ابى حذيفه بررسى و از عملكرد خليفه دفاع كند و ضمانت نمايد كه به شكايت كسانى كه به نزد خليفه بيايند رسيدگى خواهد شد . امّا عمار در مصر از ابن ابى حذيفه پشتيبانى كرد و خواستار بركنارى عثمان و حركت دسته جمعى مصريان به سوى مدينه شد . از شعرى كه وليد بن عقبه « 4 » سروده برمىآيد كه عثمان در همان زمان نمايندگانى را نيز به مراكز ولايات ديگر گسيل كرد تا درباره فعاليت « خائنان » تحقيق كنند . به گفتهء وليد ، تمام آنان مأموريت خود را همراه با خوف خدا و با
--> خورده بود ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 387 ، ج 5 ، ص 50 ؛ ابن اثير ، الكامل فى التاريخ به كوشش تورنبرگ ، ليدن ، 1851 - 1876 ، ج 3 ، ص 219 ) ظاهرا ساخته عثمانيان است . ابن اثير مىافزايد ابن ابى حذيفه كه در آن هنگام به زهد و عبادت روى برده بود از عثمان خواست كه او را به حكومت بگمارد . عثمان به او پاسخ داد كه اگر شايستگى مىداشتى چنين مىكردم . سپس ابن ابى حذيفه از عثمان خواست كه او را به جنگى دريايى بفرستد و عثمان هم او را به مصر فرستاد . ( 1 ) درست مانند ماجراى ابن ابى حذيفه ، در اينجا نيز روايت عثمانى كه سيف بن عمر نقل كرده كوشيده تنفّر محمد بن ابى بكر از عثمان را ناشى از آن بداند كه عثمان بدون هيچ ترحمى حدى شرعى را بر او جارى ساخت ( ابن عساكر ، عثمان ، ص 302 ) . اين داستان مطمئنا ساختگى است . ( 2 ) محمد در آن هنگام فقط سه سال سن داشت . براى آگاهى بيشتر در اين باره ر . ك : مقاله هاوتينگ درباره محمد بن ابو بكر در دائرة المعارف اسلام ( چاپ دوم ) . ( 3 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 50 ؛ ج 2 ، ص 388 . ( 4 ) ابن عساكر ، عثمان ، ص 306 .